خرید بک لینک

دست کم تنهایی را آغاز کن

مثل پروانه به شمع پرواز کن

در قفس صحبت ز عشق آغاز کن

بعد از آن تنهایی آواز کن

در قفس روزها یکی جمع کن

بعد از آن دریا رو با خود جمع کن

میشود رفت و گرفت دنیا را

بعد از آن بیدل خدا را یاد کن

برچسب: نویسنده: هلیا صالحی تاريخ: شنبه 8 آذر 1404 ساعت: 20:36

این روزها عجیب با خودم غریب شده ام شاید بخاطر این است که غریب زاده شدمهر سو که نگاه گرده ام غریبه ام خواندند در خانه پنهان هر روز غریبه ام خواندند دیگر نشانه دوستی ندیده ام آخر غریبه ام هر روز با دلم کلنجار میروم آخر غریبه ام بی دل تمام کرد عمر رفته را چون غریبه است این منزل تنم به آخر رسید چون غریبه است شاید غریبه ای دستی به من زند از این غبار تیرگی حرفی دگر زند بی دل چه مینویسی آخر غریبه ای حرفی دیگر نمانده همچنان غریبه ای

برچسب: نویسنده: هلیا صالحی تاريخ: شنبه 8 آذر 1404 ساعت: 20:36

میشود خندید تنها در گذرگاه زمان

میشود آهسته رقصید در خیال روزگار

ارزو خوب است هر چند اجرایش کنیم

این گذرگاه فریب است آخرش تنها شویم

دفتر مشقم ندارد خط آخر ای رفیق

خط آخر را بکش در پیش پایم ای رفیق

برچسب: نویسنده: هلیا صالحی تاريخ: شنبه 8 آذر 1404 ساعت: 20:36

صفحه بندی